بیچاره شاه شجاع!!!
از جمله نام های که در تواريخ خوانده ایم و از زبان هر کس و نا کسی شنیده ایم یکی هم شاه شجاع است. ما چون قهرمانان و اشخاص تاریخی را به چشم ندیده ایم، با شنیدن یا خواندن نام آنها، چهره آنها را به ذهن خود مجسم میسازیم. طور مثال چنگيز را مردی قوی هیکل با چشمان وحشی و قیافه وحشی تر که خصوصیات درنده خویی و ظلم پیشه گی را تبارز میدهد، میپنداريم. یا تیمور را با صورتی زیبا اما چشم هایی از حدقه برآمده و پایی لنگ.
و اما اینکه شاه شجاع چه خصوصیاتی داشته و چه اندیشه یی، و اصلأ چگونه آدمی بوده که در وطن فروشی نزد خاص و عام مثل شده، همیشه فکر مرا به خود مشغول ساخته بود. بالاخره ازین وسوسه و مشغولیت فکری فارغ شدم و جواب پرسش های بی پاسخ خود را یافتم. اما چگونه؟
شبی خودش را به خواب دیدم، بر خلاف انتظار با قد و قامت موزون و آراسته با لباس شاهانه، سر و صورت منظم و مرتب که مهربانی از سر و صورتش میبارید. با خود گفتم: چنین مرد مهربانی چگونه میتواند به ملت خود خیانت نماید، چگونه میتواند وطن فروش باشد؟ گویی به نیات درونی من پی برد و بدون انکه سوالی مطرح کنم گفت: "من خیانت پیشه نبودم، یکبار اگر وطن را فروختم روی مصلحت بوده است از همان مصلحت هایی که در زمان شما مروج است. من به خیانت خود معترفم و احساس شرمندگی میکنم. اما وطن فروشان عصر شما مرا برائت داده و سرخ رو نموده اند زیرا آنها در طول دو سه دهه وطن را چندین بار و به چندین کشور فروخته اند. همچنان در دوره حکومت من مردم همه بی سواد بودند و جهان نیز عقل و هوش امروز را نداشت ولی سیاست مداران شما درین عصر تکنالوژی و فرهنگ و با حضور این همه دانشمند نما و روشنفکر مأب و چه بسا در شراکت با آنان وطن فروشی نموده اند." و در آخر گفت: " آرزوی من اینست که آنان نیز (اگر نیمی مرده اند، نیمی دیگر) مانند من اعتراف نموده، احساس شرمندگی نمایند، نه دعوای چوکی و قدرت."
راستی هم وقتی سخن از وطنفروشی ميآید هر وطنفروشی را به شاه شجاع تشبیه میکنند با این همه وطنفروش زنده و مرده ای که داشته و داریم آیا گاهی شنیده اید که شاه شجاع بیچاره را به یکی از انها تشبیه کنند؟ وطنفروشی شاخ و دم که ندارد.. وطنفروشی، وطنفروشی است در هر عصر و زمانی به هر شکل و هر قیمتی که بفروشند.
+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:10  توسط چلوصاف باشی
|
نشریه چلوصاف
چلوصاف اولین نشریه طنزی درولایت جوزجان بوده که درماه حوت ۱۳۸۲ توانست جوازرسمی وزارت محترم اطلاعات وفرهنگ آنزمان را دریافت نموده وازبرج حمل ۱۳۸۳رسمأبه فعالیت آغازنماید. بعدازنشرچند شماره تعدادخواننده گان این نشریه بطورغیرقابل انتظارفزونی گرفت و دست اندرکاران نشریه برآن شدند تابه تیراژآن بیافزایند. ده شماره ازاین نشریه (درمدت دوسال)به چاپ رسیده وبه دسترس علاقه مندان قرارگرفته است. عوامل تأخیردرنشرِ به موقعِِ این نشریه معاذیرمختلفی بوده است.(آخرین شماره درماه دلو ۱۳۸۴به چاپ رسیده است)
بدون شک کاستی هاوضعف هایی درارائه این نشریه ازاثرنبودِ تجربه مسلکی وکمبود نویسنده گان حرفه ای وجود داشته است.
چلوصاف همواره روی مسایل حاداجتماعی انگشت انتقادنهاده وسوژه هاومطالب خود راازمیان زندگی،افکارواندیشه های توده های مردم انتخاب نموده است .
پرواضح است که یکی ازخصوصیات طنزشبیخون زدن به حریم ممنوعه اشخاص ومجموعه هااست. دردیاروحشت آزموده وامنیت گسسته مااین شبخون زدنها به اصطلاحِ مردم« دل وگرده» می خواهد. چلوصاف دردوسال کارنشراتی خوددلِ کسانی راآزرده است که افشای اسراری ازحریم ممنوعه شان را به منزله عدم موجودیت خویش درجامعه می پنداشته اند. لهذاآنچه ازاین چلوصاف بیرون می آمده باب مذاق شان نبوده است ودرنتیجه زمینه تهدیدهاوخصومت ورزی ها که درحقیقت سنت جاهلان است مهیا گردیده که هرازگاهی دامنگیردست اندرکاران این نشریه بوده است. دراین مسیرآنچه جاذب توجه است کژاندیشی ومغلطه کاری عده ای ازنکتایی داران روشنفکرمأب درمخالفت وتخاصم بانشراین نشریه به قصد مجامله وخویشتن نمایی نزدِ اربابان زروزوراست .
ولی وجه دیگرِ این روند خلافِ طبع، تبلورتمایلِ گروه حق شنوانِ بی بضاعت بوده است که خلق الله اش می خوانند واین تمایل مسبب تلاش پوینده گانِ این نشریه گردیده که همچون حقگویانِ بی توقع باموجودیت موانع بسیاروتحمل شداید دراین راستابه امیدایجاد زمینه انتقاد پذیری،همدگرپذیری وواقعیت گام برداشته اند.
قراراست دوردیگری ازاین نشریه باآغازسال۱۳۸۷خورشیدی به چاپ برسد.از طنازان عزیزهموطن چشم یاری...
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:34  توسط چلوصاف باشی
|